امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره

زندگی شیرین با امیررضا

لحظه پا گذاشتن به دنیا

1393/6/16 22:49
نویسنده : مامان امیررضا
172 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزم محبت...این اولین پستیه که دارم برات مینویسم.تو امروز پا به دنیا گذاشتی و زندگیمونو روشن کردی پسر نازمبوس

دیروز وقتی برای چکاپ هفتگی پیش خانم دکتر مهربون رفته بودم، خانم دکتر گفت که باید یه سونوگرافی برم تا مطمئن بشه که حال تو خوبهزیبا.وقتی رفتم سونوگرافی آقای دکتر گفت وضعیت مناسبی نداری و تنفست خیلی کم شدهخطا...قربونت برم انقدر قد کشیده بودی و جات تنگ بود که دیگه جای نفس کشیدن نداشتی...خجالت

خیلی نگران شده بودم چون خانم دکتر گفته بود اگه جواب سونو گرافی خوب نباشه باید همون شب برم بیمارستانخطا.وقتی باهاش تماس گرفتم و جواب سونوگرافی رو گفتم گفت برو بیمارستان تا از نی نی یه نوار قلب بگیرن...خداروشکر نوار قلبت مشکلی نداشتخسته اما خانم دکتر گفت دیگه نمیتونیم ریسک کنیم و تورو نگه داریم برای همین امروز صبح رفتم بیمارستان بستری شدم.

قربونت برم برای به دنبا اومدنت خیلی درد کشیدم خطااما لحظه به دنیا اودنت انقدر شیرین و خواستنی بود که همه دردهامو فراموش کردمبغل ...وقتی تورو روی سینه ام گذاشتم و نفس کشیدنت رو حس کردم...وقتی با اون چشمای قشنگت بهم نگاه کردی...انگار تمام دنیا مال من شدمحبت

خدا جواب همه دعاهامون و پاداش تمام زحمات و سخت هایی رو که کشیدم بهم داد.

از خود خدا میخوام به من و بابایی کمک کنه بتونیم دنیای قشنگی برات بسازیم و بتونیم تورو اونجوری که خدا دوست داره تربیت کنیم تا پیشش همیشه رو سفید باشیمفرشته

دوستت دارم گل پسرم

دوستت دارم خدای مهربون

 

اینا عکسایی که وقتی از اتاق زایمان اومدی بیرون بابایی مهربون ازت انداخته

پسندها (1)

نظرات (0)